البته حالت دیگری هم وجود دارد: اگر محتوا تغییر کند، موضوع پیچیدهتر میشود. چون تغییر اثر گاهی خودش یک لایه جدید از حقوق را ایجاد میکند. به نظر من آپارات میتوانست برای این موضوع فرآیند مشخصی داشته باشد. مثلا اگر محتوایی را بازنشر میکند یا تغییر میدهد، لازم بود سازوکاری تعریف شود که مشخص کند چه چیزی تغییر کرده و حقوق صاحب اثر چگونه رعایت میشود. منظور من این نیست که آپارات کاملا مقصر است بلکه میخواهم بگویم اصل کار نیاز به یک پروسه دقیق دارد.
از طرفی سازمانها همیشه توان بازپخش گسترده را ندارند. ممکن است مسیرها، کانالها و ظرفیت رسانهای لازم را مانند آپارات نداشته باشند یا اگر هم داشته باشند، گستردگی آن قابل مقایسه با یک پلتفرم بزرگ آنلاین نیست. بنابراین نقش پلتفرم در توزیع و دیده شدن محتوا نیز بسیار مهم است.
در نهایت پرسش اصلی این است که در چنین مواردی چه باید کرد؟ حق کپیرایت بالاخره به کجا میرسد؟ قانون کپیرایت در دنیا تقریبا روشن و اجرا شده است اما در ایران یا عضویت نداریم یا قوانین شفاف و مشخصی در عمل رعایت نمیشود. نتیجه این وضعیت، افزایش تخلفات است؛ همانطور که در حوزه دانشگاهی هم سرقت علمی، کپیکاری مقالهها، کتابها یا پژوهشها اتفاق میافتد و همه اینها مصداق تخلفند.
برای رعایت واقعی کپیرایت، باید هم صاحب محتوا بهدرستی شناخته شود و هم استفادهکننده حقوق او را رعایت کند. هر دو طرف مسئولیت دارند. به همین دلیل نیز باید از ابتدا روشن شود که هر محتوا در چه دستهای قرار میگیرد. چون نوع محتوا و کاربردش میتواند در تعیین حقوق و مجوزها تفاوت ایجاد کند.
البته نمیتوان درباره همه محتواها حکم کلی داد. زیرا هر اثر شرایط خاص خود را دارد. به همین دلیل مسأله کپیرایت موضوع سادهای نیست و نمیشود نسخهای واحد برای همه موارد پیچید.
حتی ما خودمان تجربهای داشتیم که با یک انتشارات بسیار معروف همکاری میکردیم اما چون مجوزها و حقوق اثر پیچیده و نامشخص بود، کار بهراحتی پیش نرفت و با ملاحظات زیادی روبهرو شدیم. بنابراین ضروری است محتواها بهدرستی دستهبندی شوند تا مشخص شود هرکدام چه حقوق و قواعدی دارند وگرنه نمیتوان حکم قطعی داد یا موضوع را سادهسازی کرد.